محمد بن جرير الطبري ( مترجم : بلعمي )
856
تاريخ الطبرى ( تاريخنامه طبرى ) ( فارسي )
يزيد الطبرى ، رحمة الله عليه ، كه ملك خراسان ابو صالح منصور بن نوح فرمان داد دستور خويش را ، ابو على محمد بن محمد بن عبد الله البلعمى را ، كه اين نامهء تاريخ تازى پسر جرير كرده است ، پارسى گردان هر چه نيكوتر ، چنان كه اندر وى نقصانى نيفتد . پس ايدون گويد ابو على بلعمى كه چون اندر وى نگاه كردم و بديدم علمهايى ديدم اندر وى بسيار با آيتهاى قرآن و شعرهاى شاعران و مثلهاى نيكو و سرگذشتهاى پيغامبران و آن ملوكان ، و اندر وى فايده ها ديدم بسيار . پس رنج بردم و جهد و ستيز بر خود نهادم و اين به پارسى گردانيدم به نيروى ايزد عزّ و جلّ . و ما خواستيم كه تاريخ روزگار عالم اندر وى ياد كنيم ، آنچه هر كسى گفته است از اهل نجوم و از اهل هر گروهى كه تاريخ گفتهاند از گبر و ترسا و جهود و مسلمان ، هر گروهى آنچه گفتهاند ياد كنيم اندر اين كتاب به توفيق ايزد عزّ و جلّ ، از روزگار آدم تا [ گاه ] رستخيز چند بود ، و اين اندر كتاب پسر جرير نيافتيم ، و ما باز نموديم تا هر كه اندر وى نگرد ، زود اندر يابد و بر وى آسان و سهل گردد ، و الله اعلم بالصواب و اليه المرجع و المآب . ص 4 فا ، فب : اين برگها در اين نسخه ها نيامده است . عنوان : ص : گفتار اندر باز نمودن مدت روزگار عالم از هر قول كه چند است و چند باشد . صب : آغاز كتاب . ندارد اين برگ را س 1 : ص : ايدون گويند ، صب : چنين گويد . ص : ارسطاطاليس و افلاطون . صب : ارسطاطاليس و بقراطون . س 2 : ص : آفتاب و ستارگان ، « و جمله كواكب را » ندارد . س 3 : ص : خويش بيستادند . . . استاده بودند بر جايگاه شرف بر بيست و يك درجه از ميزان و مشترى به پانزده س 5 : ص : درجه از جدى س 6 : بيست و هفت درجهء حوت س 7 : ص : هر يكى به رفتن افتادند ، صب : در رفتن ايستادند